ناصر خسرو

87

گشايش و رهايش ( فارسى )

كل امور به عقل دارند و مرجع جملهء اعمال را تا به حد عقل بيش حكم نكنند زيرا كه مخلوق را بر خالق به هيچ طريق احاطت نه ممكن است ، پس گويند كه در ناممكن سخن گفتن به نمونه و كيفيت است نه از عقل ، و اين سخن در ميان اين دو حال مىافتد هم اثبات [ 84 ] نفى و هم نفى اثبات ، مىخواهد كه ظاهر كند . و آب گرم و آتش سرد نزديك همهء خلق محال است زيرا كه گرمى در آب به عرضيت تواند بود و سردى در آتش خود نه ممكن زيرا كه چون سردى بگفتى آتش باطل شد . اما متكلّمان و اصحاب جدل را بعضى از اين كلمات لايق است « هم بسته خورمى بتا و هم نامى زنى » ، « 1 » خواسته است كه اين هر دو به هم جمع كند ، اما بايستى كه چون به تحقيق رسيدى اثبات حقيقت كردى نه اظهار مذهب خويش ، در اين دلايل مذهب متفق عليه بايد تا سبب نجات طالبان شود ، هفتصد و اند ملت و صد و بيست هزار نقطهء نبوت بايد كه در سر سخن محققان جنباند از راه نجات آخرت را كه آن اصل را منكر نتوان شد « وَ اعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ » ، سخن در يقين بر ايقان بايد گفت ، باقى همه در راه است و اسباب وصول بدين واجب است و السلام . به سر سخن بازشويم . مسئلهء بيست و دوم دليل قديم بودن بارى سبحانه ؛ و فرق كلمه با عقل چيست ؟ پرسيدى اى برادر از كلمهء بارى سبحانه كه : « چه دليل است بر

--> ( 1 ) . در اصل چنين است و پيداست كه درست نيست و شايد مصرعى بوده است بدين گونه : « هم پسته‌خورى بتا و هم ناى زنى » .